تبليغاتX
ساعت یک و ده دقیقه به وقت مرگ
 
   

 

وزمین جایی جز برای دوزخیان نبوده است

 

 

پری با آه و ناله

افتاد زمين مچاله

چهل روز و چهل شب

يک کوره آتيش و تب

نه لب می‌زد به آبی

نه داشت قرار و خوابی

هزار تا زخم رو شونه‌اش

يه جوب اشک رو گونه‌اش

تو حال هذيون و تب

همش می‌گفت زير لب:

( اگه ديدين يه روزی

يه پيرمرد قوزی

يه عاشق پشيمون

خسته و پير و داغون

با چشم تر، هاج و واج

نگاه می‌کرد به امواج

بهش بگين کاکل زری

دير اومدي، مرد پری....)

- گلی ترقی -

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   
 

 

 

یک روزی یک جایی یک کسی که تو فکرش را هم نمیکنی  نشسته و به تو فکر میکند به تو  معشوقه ی محال به تو ای دوردسترس ترین ارزوهایش, انگونه که نیستی و اواینگونه خیالت میکند شبیه زنی که شبیه افسانه ها است با حاله ای مقدس .

وتو دردخمه ات دراز به دراز افتاده ای روی تختی که راحت نیست و پستانهایت از شهوتی کور متورم میشوند و حاله ی مقدس با فشار دستهایت به روی پستانهایت  گم می شود و فکر میکنی دیگر بس است  خسته ای و باید لمس شوی

و تو هنوز قدیسه ی ان مرد باقی میمانی

تنت خسته است و سینه هایت متورم

 

دوزخ سرد

 

*****************************

************

حضرت لوط :اینکه شما برای دفع شهوت اکتفا میکنید به مردان خلاف ضرورت طبیعت است خداوند زنها را برای این امر افریده ایا همسرانتان را رها کرده و به مردها دفع شهوت میکنید!!!!!

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   
 

 

 

 

همچون نو عروسی در رخت زفاف

که ناله های تن آزردگی اش به ترانه ی کشف و کامیاری بدل شود

یا چنگی که هر زخمه را    به زیر و بمی دل پذیر دیگر گونه جوابی گوید      

آی چه عروسی که هر بار سر به مهر با  بستر تو در آمد 

 

 

احمد شاملو

 

دوزخ سرد

 

**************

 

آیا می نوشید تا ذبح شوید؟

ایا می خورید تا پروار شوید؟

ایا زاده شده و رشد میکنید تا

سرباز شوید و کشته شوید؟

کارگر شوید و غارت شوید؟

ایا می شنوید و همچنان اطاعت میکنید؟

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

 

"تقدیم به تمام معشوقه‌هایم که در همان اولین دیدار‌ زیبایی لب‌هایم را تحسین کردند اما تا آخرین

 
 

 همخوابگی نکوشیدند تا حتی ذره‌ای به درونم راه یابند.."

 

 

می توان همچون عروسک های کوکی بود
 با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
 می توان در جعبه ای ماهوت
 با تنی انباشته از کاه
 سالها در لابلای تور و پولک خفت
 می توان با هر فشار هرزه ی دستی
 بی سبب فریاد کرد و گفت
 آه من بسیار خوشبختم






اغوشت اندک جائی برای زیستن واندک جائی برای مردن


Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   


 

تلفن

 

 نشسته‌ای به انتظار زنگ تلفن. و می‌دانی که او همین حالا در آن گوشه‌ی دیگر دنیا به طرف تلفن
می‌رود، گوشی را برمی‌دارد و شماره می‌گیرد
.

 عرق کرده‌ای؛ از فرط انتظار و شوق. تلفن تو اما، زنگ نمی‌خورد.
 او مکثی می‌کند و باز شماره می‌گیرد. انگار شماره اشغال است، یا این‌طور وانمود می‌کند. تلفن تو اما زنگ نمی‌خورد.
 ناگهان چشم‌هایش درخشیدن می‌گیرد. دارد حرف می‌زند و تو اطمینان داری که تن‌اش از شادی می‌لرزد.
 تو به انتظاری، و چشم‌هایت انگار تلفن را می‌خورند.
 او حرف می‌زند و تو اشک‌هایت را پاک نمی‌کنی.
 بعد او بوسه‌ای می فرستد و گوشی را می‌گذارد. نوزده دقیقه حرف زده‌است.
 تو سرت را پایین انداخته‌ای و دیگر به انتظار زنگ تلفن نیستی. در این اندیشه‌ای که او به غیر از تو مگر کس دیگری هم دارد.
... و غافل از آنی که در نوزده دقیقه‌ی گذشته‌ی شب، هیچ تلفنی در هیچ کجای دنیا زنگ نخورده است




Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   


 

در آوار خونین گرگ و میش، دیگر گونه مردی آنک

 

که خاک را سبز می خواست و عشق را شایسته زیباترین زنان

 

من بینوا بندگکی سر به راه نبودم

و راه بهشت مینوی من، بزرو طوع و خاکساری نبود

مرا دیگر گونه خدایی می بایست

شایسته آفرینه ئی که نواله ناگزیر را گردن کج نمی کند

و خدایی دیگر گونه آفریدم

دریغا، شیرآهن کوهمردا که تو بودی

و کوهوار پیش از آن که به خاک افتی

نستوه و استوار مرده بودی

اما نه خدا و نه شیطان

سرنوشت تو را بتی رقم زد که دیگران می پرستیدند

بتی که دیگران اش می پرستیدند 

 

 احمد شاملو 

دوزخ سرد

*************************************

*******************

 

عقاید را با حقایق اشتباه نگیر

حقیقت مانند دانه بادام است

عقاید پوست بادام

اگر به دنبال حقیقت هر چیزی هستی باید پوسته را بکنی تا خود دانه را ببینی

 

 

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   
 

 

 

به دنیا خوش اومدم

 

 

استخوانهایم از تو پنهان نبود

وقتی که در نهان به وجود می امدند ودر اسفل زمین نقش بندی می شدم

در دفتر توهمگی اعضای من نوشته شده

وچشمانه تو ای متعال جنین مرا دیده است

چشمانه تو جنین مرا دیده است

 

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

با اینا زمستون وسر میکنم

با اینا خستگی مو در میکنم

 

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ی عیدی  از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 

 

با اینا زمستون وسر میکنم

با اینا خستگی مو در میکنم

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتمام گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

با اینا زمستون وسر میکنم

با اینا خستگیم ودر میکنم

 

 

فرهاد

دیگه هچی مثل اون قدیما نیست

 

دوزخ سرد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

 

بی استخوان ترین بوده بودم

که درهزارجای تنم چوب فروکرده بودند

تا ایستادنی کثیف وخونین!!!

تا بند بند از هم رهیده

ژپتوی خرفت

به خیالش مرا زنده کرده است

هرچه هم نه راست

پینوکیو که نبوده بودم

نیستی  سزاوارترم بود

فرشته زبانم را برید

که پدر پیرم را ناسزا نگویم

حالا به حرمت کدام واسطه

گناه نکرده ام امرزیده شده

نمیدانم؟؟؟؟!!!!

من از هر چه نجات دهنده است بیزارم

 

 

 

دوزخ سرد

دوزخ سزد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

 

 

 

 برای مادرم

 

ماه
وجب به وجب مرا ول نمی‌کند
مثل قرص‌های حل‌شده در لیوان
0
و جهان یک‌بعدی شما
دور میدان‌های معمولی می‌چرخد،
تو فایده نداری
و من به طرز تأسف‌انگیزی بزرگ می‌شوم.

ما زن‌ها همین‌طوری هستیم
برای عشق رفته‌مان
بچه‌های‌مان که غذا نمی‌خورند
و شوهری که بیکار است
گریه می‌کنیم
وهیچ دردیمان نیست جز درد دیگران

کسی نمیخواهد درد مرا بداند

شوهرم بیکارست

وبچه ام غذا  نمی خورد

 

دوزخ سرد 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   
 

 

هنوز دست‌های هيچ‌کس به اشتراک غمت نمی‌رسد
چرا که نشانه‌های فنجان ترا تنها آفريدند
مثل تنهايی تنهاکسی که فکر می‌کرد پيامبر است
فردا در تمام آکواريوم دم تکان می‌داد
چندين روز تخم می‌ريخت
و برای چندين سال
بچه‌های زشت به دنيا می‌آورد

من پيشانيم را دوست ندارم

و دست‌هايم که قطعاً کافرند

که فنجان را درست برنمی‌گردانند
و تنهايی همه‌ی آدم‌ها
از فنجان من بلند می‌شود
فنجانی پر از بچه‌ماهی‌ها
که مدام زيادتر می‌شود.

 

دوزخ سرد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

وزمين جايي جز براي دوزخيان نبوده است

 

 

چاقو به چاقو ساييدم 

 

گردن پسر را

 

 دعا خواندم

گريه كردم

معطل كردم

 

معطل كردم تا ميتوانستم معطل كردم

 

اما هيچ گوسفندي نيامد

هيچ گوسفندي

 

ومن پسرم را كشتم.........!!!

 

دوزخ سرد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

 

 

 

 

من ازريشه ي گياهان گوشتخوار مي ايم

 

ومغز من هنوز

 

لبريز از صداي وحشت پروانه ايست كه اورا

 

در دفتري به سنجاقي

 

مصلوب كرده بودند

 

وقتي  كه چشمهاي كودكانه ي عشق مرا

 

بادستمال تيره ي قانون مي بستند

 

واز شقيقه هاي مضطرب آرزوي من

 

فواره هاي خون به بيرون مي پاشيد

 

وقتي كه ديگر  هيچ چيز نبود

 

هيچ چيز

 

بجز تيك تاك ساعت ديواريم

 

دريافتم  بايد

 

بايد

 

 

ديوانه وار دوست بدارم

 

 

                                                           فروغ فرخزاد

 

 

 دوزخ سرد

 

 

*********************************************************************

 

 

نخستين رو حاني يك  شياد بود كه به  يك انسان ساده لوح رسيد

 

                                                                                         لوتر

 

 

 كدام يك درست است؟!ايا انسان يكي از خطاهاي خداوند است  ؟ يا خداوند يكي از خطاهاي انسان؟!!!

 

                                                                                       فردريش نيچه

 

 

 

 

اگر خداوند ميخواست مردم به او اعتقاد داشته باشند چرا منطق را افريد؟!!!

 

 

                                                                                      اروپيدس

                                                                                             

 

اگر خداوند وجود  ميداشت من فكر ميكنم كه بعيد است او انقدر لوس وبي مزه باشد كه از اينكه افرادي در وجود داشتنش شك كنند ازرده شود

 

                                                                                                        برترند راسل

 

دوزخ سرد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

ديگر حالم از همه چيزو همه كس به هم ميخوره.از تو وحتي خودم

 

احساس ميكنم كه لذت بخش ترين لحظه ها لحظه ايست كه خونه داغ تورابه شيشه كرده وسر

 

ميكشم. ولذت ميبرم از اينكه لبانم را خون تو سرخ ميكند و شهوت انسانيم حيوانيست.نمي

 

خواستم انسان باشم تا به حكم منطش بگويند: :دوزخش بسپاريد وجنتش ندهيد حيواني  ساختم

 

از خويش  ادم خوار  تا ان خداي بزرگ رحيم  كريم  ابي سفيد زلال به حكم ديوانگي و بي

 

خرديم در خود رهايم سازد. چون روحي سرگردان  وبگويد:

 

رهايش  كنيد اين را كه به اندكي جنگ  وخون وتكه تكه تكه شدن تن نحيف بچه هابه روي

 

مين به زير تانك بسنده ميكند . وفرشتگان به يقين به قناعت ارزو هاي من ميخندند

 

 

ميبيني خدا چقدر بزرگ است

 

دوزخ سرد

 

************************************** 

 

واين جهان به لانه ي ماران مانندست مردماني كه همچنان كه تو را مي بوسند درذهن خود طناب دارتو  را مياوزيند

 

فروغ فرخزاد

*****************************************

 

 

 

 

خسته ام از اين خدا ي قادر بي همتا  به بلنداي كدام قله نشسته اي ؟!!!؟؟ اي ظلم تو

پا بر جا ميدانم نگاه ميكنيم و ميشنوي التماسم را و به حتم ميبيني كه تماميتم

اشكيست كه تورا رضا ميدهد مگو كه هنوز همان رحمان رحيمي اخر كدام احمق

 

ديوانه اي رضا ميدهد كه رسالت وجودش گيرستن براي رضاي تو باشد 

 

اه اي خداي قادر بي همتا

اه اي ظلم تو پا بر جا

دوزخ سرد

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

خسته اززهد خدايي نيمه شب در بستر ابليس

 

درسراشيب خطايي تازه ميجستم پناهي را

 

ميگزيدم در بهاي تاج زرين خداوندي

 

لذت تاريك ودرد الود اغوش گناهي را

 

گر خدا بودم  خدايا لحظه ا ي ازخويش

 

مي گسستم  مي گسستم دورميرفتم

 

روي ويران جاده هاي  اين جهان پير

 

بي ردا و بي  عصاي نور ميرفتم

 

وحشت از من سايه دردلها نمي افكند

 

عاصيان را وعده دوزخ  نمي دادم

 

يا ره باغ ارم  كوتا ه  ميكردم

 

يا دراين دنيا بهشتي تازه  مي زادم

 

مينشستم خيره در چشمان تا ريكي

 

شب فرو  ميريزد از روزن به بالينم

 

اه حتي در پس ديوار هاي عرش

 

هيچ  جز ظلمت  نمي بينم نمي بينم

 

اي خدا اي خنده مر موز مرگ الود

 

با تو بيگانست درو ناله هاي من

 

من ترا كافر ترا  منكر ترا عاصي

 

كوري چشم تو اي شيطان  خداي من

 

فروغ فرخزاد

 

************************************************

 

اناهيد

 

 

 

 

هرگونه كه انسان بينديشد و به هر چيزی كه متمايل باشد، همان‌گونه نيز خدايش است: هر قدر كه انسان ارزش داشته باشد، به همان اندازه و نه بيشتر خدايش ارزش دارد. آگاهی از خدا، چونان خودآگاهی انسان و شناخت خدا، چونان خودشناسی انسان است.می توانی از طريق خدا، انسان‌ها را و از طريق انسان‌ها، خدايشان را باز بشناسی؛ هر دو يكسان هستند، آنچه به‌منزله‌ی خدا است ، همان روح و عقل و جان انسان است و هر چه روح و عقل و جان و دل انسان باشد، همان نيز خدايش است: خدا مكاشفه‌ی درونی و بارزترين شكل خوديّت انسان است

 

آنچه در دين‌های پيشينی هم‌چون امری عينی، معتبر بوده حال ديگر بصورت امری ذهنی ، يعنی به صورت خدای ستايش شده ، و به صورت امری انسانی شده بازشناخته ميشوددين ازلی همان پرستش بت‌های پيشينی است. انسان فقط ذات خود را ستايش كرده است: انسان به خود موضوعيت بخشيده است

 

ذات خدايی چيزی نيست جز همان ذات انسانی ، و بهتر گفته باشيم: ذات انسان است كه پالوده و رها شده از بندهای فردی است. اين انسان عينيت يافته و ستايش شده

. كار معتبر نزد بی‌دين‌ها نفی دين‌گرايی است. اما اين كار برای نفی محموله‌ها نيست با اين‌حال چيزی كه هيچ تعينی به هم‌راه ندارد، بر من تاثيری نمی‌تواند داشته باشد. و آن‌چه هيچ تاثيری ندارد، هيچ‌گونه تعیّنی نيز نه‌خواهد داشت. اگر تمام تعيّن‌ها نفی شود، مثل اين‌است كه ذات‌ها نفی می‌شوند. ذات بی‌تعيّن همانا ذات عينيت نيافته است و ذات عينيت نيافته همان پوچی ذات است. جايی كه انسان از تعيّن‌های خدا دور شود در آن‌جا نيز خدا، براي‌اش ذاتی منفی و پوچ است   در كل كسي كه خدا ييت را نفي ميكند  وجود خود را نيز منكر شده  هيچ انسان  بي ديني وجود ندارد  بي ديني عين دينيت است  وهر ديني خدايي همراه دارد

 

 

لودويگ فويرباخ

*****************************************************

 

نه نه به كفر من نترس   نترس

 

كافر نمي شوم هرگز

 

زيرا به نميدانم هاي خود ايمان دارم

 

 

حسين پناهي

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

چشمهايم كو........

 

 

 

ديدم كه بوسيدش. ديدم كه دست انداخت دور گردنش. حمیده هم او را بوسيد. با شرم و حيا. اما مگر فرقی هم می‌كند؟ با شرم يا بدون شرم. من را هم آن اول‌ها همين‌طور می‌بوسيد و سرش را هميشه همين‌طور پايين می‌انداخت، با همين گونه‌های گل‌گون. حالا هم همان‌طور بود. معلوم بود اولشان است. اولِ اولشان شايد نه. اما فكر نمي‌كنم بيش‌تر از يكي دوبار با هم بوده‌باشند. و تازه معلوم بود كه از همين بوسه و شايد يكی دوتای ديگر، آن‌ورتر نرفته‌اند. اما آخر مگر فرقي هم مي‌كند؟ حمیده‌ی من، زن من، داشت آن پسرعموی الاغش را می‌بوسيد. نمی‌توانم بگويم چطور بوسيدش، رويم نمی‌شود. اما... اما مطمئنم با علاقه بوسيدش، با... با عشق. با عشق بوسيدش. و آن الاغ هم كه هميشه‌ی خدا مثلِ نوكرِ بي‌جيره و مواجب زيرِ دستم مي‌آمد و مي‌رفت و مدام به گوشم مي‌خواند كه نمی‌گذارد حمیده دردِ بي‌برادري بچشد و تا آن‌وقت انصافا هم مثلِ برادرش بود، بله... آن الاغ هم بوسيدش. دست انداخت گردنش و روسری‌اش را از پشت كشيد، سُرداد و بعد موهايش را هم بوسيد. حمیده هم با سرِ انداخته و گونه‌ی گل‌گون همان‌طور ايستاده بود. او هم بوسيده بودش. بعد عقب‌عقب رفت و گفت: نه... بسه! بسه! اما آن الاغ مي‌خواست دنبالش برود و حتا يك قدم يا نصفه‌قدمي هم رفت دنبالش، كه من، منِ احمق، پريدم تو. باید صبر می كردم وبقيه‌ی ماجرا را می‌دیدم. نمی‌ديدندم. در را يادشان رفته‌بود ببندند. حتما آن الاغ در را زده‌بوده و بعد كه حمیده در را باز كرده و آن الاغ تو آمده، از فرط عجله و هول يادشان رفته بوده در را ببندند. از كی با هم بوده‌اند؟ نمی‌دانم. همسايه‌ها شك نكرده‌اند. آخر هيچ‌كس شك نمي‌كرد. حتا بيشتر همسایه‌ها فكر مي‌كردند كه آن الاغ واقعا برادرِ حمیده است. اشتباه كردم كه رفتم تو. بايد مي‌ماندم و باقی ماجرا را مي‌ديدم. اما نتوانستم. به خدا نتوانستم. گفتم جلوی كار را از هر جا بگيرم و هر چه زودتر باشد، بهتر است. آخر حمیده عشق ابديِ من بود. گفتم اشتباهي كرده، يك لحظه خر شده ، شيطان وسوسه‌اش كرده. گفتم زود بروم تو شرمنده‌اش كنم. گفتم من را ببيند از شرم آب مي‌شود. اصلا شايد برود خودش را هم بکشد. به آن الاغ كاري نداشتم. تنها مي‌خواستم با اردنگي بيرونش بيندازم، برود خراب‌شده‌ی بابای الاغ‌تر از خودش. اما همين‌جوري هم، يك‌راست، نپريدم تو. سرفه كردم. گفتم بگذار حمیده را بيشتر از اين شرمنده نكنم تا بعدها دستِ كم بتواند تو رويم نگاه كند. سرفه كردم. شايد بيش‌تر از يك بار. نمی‌دانم، يادم نيست. پريدم تو و حمیده فورا من را ديد و همان‌جا که بود، ميخكوب شد. آن الاغ هم فوا به عقب برگشت . فكر كردم همين حالاست كه فرار كند و از در يا ديوارِ حياط بپرد بيرون. اما او............

 

 

ادامه دارد

 

دوزخ سرد

 

 

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

آنگاه
خورشید سرد شد

دیگر کسی به عشق نیندیشد
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید

زنهای باردار
نوزادهای بی سر زاییدند

نان نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود
پبغمبران گرسنه و مفلوک
از وعده گاههای الهی گریختند

و بر فراز سر دلقکان پست
و چهره وقیح فواحش
یک هاله مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می سوخت

مردان گلوی یکدیگر را
با کارد میدریدند
و در میان بستری از
خون

با دختران نا بالغ
همخوابه میشدند
آنها غریق وحشت خود بودند
و حس ترسناک گنهکاری
ارواح کور و کودنشان را
مفلوج کرده بود

 

فروغ فرخزاد

 

 

دوزخ سرد

 

 

****************************************************

 

 

عهد عتیق کتاب دانیال نبی باب 12- بند 1_7

« آن فرستاده آسمانی که لباس کتان بر تن داشت در ادامه سخنانش گفت : در آن زمان ، فرشته اعظم ، میکائیل ، به حمایت از قوم تو برخواهد خواست . سپس چنان دوران سختی پیش خواهد آمد که در تاریخ بشر بی سابقه بوده است ......... تمام مردگان زنده خواهند شد »

 

 

اشعیا ء باب 65- بند 16-25

« روزی  خواهد آمد که هرکس بخواهد برکتی بطلبد یا سوگندی یاد کند ، تنها نام خدای حق را به زبان خواهد راند .(اشاره به برقراری حکومت عدل در آخر زمان ) .....گرگ  وبره با هم خواهند چرید وشیر مانند گاو کاه خواهد خورد ومار دیگر به کسی نیش نخواهد زد در کوه مقدس من ، هیچ چیز وهیچ کس صدمه نخواهد دید ونابود نخواهد شد »

بي گمان ظهور نزديك است

 

 

دوزخ سرد

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

 

مشرق زمين شما تاج  افتخارش را از جمجمه ي زنان ميسازد

 

اشفتگي نامه ام رابر من ببخشاييد سرورم

 

مشرق زمين شما مردان را به پيامبري بر ميگزيند

 

وزنان را زنده زنده برگورميكند

 

مرد شرقي شعور  زن را نمي فهمد

 

زنان را در بستر هم خوابگي ميابد

 

مرا ببخشاييد اگر به قلمرو مردان تجاوز كردم

 

چرا كه ادبيات بزرگ سهم مردان است

 

عشق سهم مردان است وشهوت نيز

 

به من بگوييد ضعيفه ي ابله ديوانه

 

آشفته نخواهم شد

 

چرا كه در ادبيات مردان هر زني كه از اندوه سخن گويد:

 

ابله است

 

ومن زني بس ابله ام

 

 

دوزخ سرد 

 

*******************************************

قار قار کلاغ بالغ تردید

مرثیه سقوط فلسفه سپیداری ست

که اسلحه می شود

شک می کنم به دشمنانی که به درک واصل می شوند

و دوستانی که به شهادت نائل.

 شک می کنم به........

 

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
   

باور كن گناه كار نبوده ام تنها ندانسته سيراب شدم از اغوشي كه  هم اغوش نداشت

دوزخ سرد

 

 

********************************************************

 

تاوان چیدن سیبی سرخ

سنگینی میکند

بر مدار خاکی تولد

تبعید بعید بنده گان

از خدا ساخته نیست

دستی در کار است

دستي در كار است

 

 

 

شايد سلام يعني خداحافظ براي هميشه وديداري نه چندان نزديك در باغي بي درخت بي گل بي بوته

 

 

 

 

 

با تشكر فراوان از همكارم اقاي امير دريس كه  من ودر ساخت اين وبلاگ ياري كردن

 

Medium Blog جديدترين و زيباترين قالبهاي سايت و وبلاگ - جوملا دانلود قالب رايگان Music Band براي وبلاگ بلاگفا
 
 |    نوشته شده توسط گل اندام فروزان
 
 

pictofxt

Red Hack Template

template id : TBF_005 template name : Red Hack Template for Blog

dozakhesard

گل اندام فروزان

http://dozakhesard.blogfa.com

ساعت یک و ده دقیقه به وقت مرگ

ای ایزد!
ای ستمگر مقهور!
من چندمین پیامبرت بودم؟!!! Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

گل اندام فروزان,dozakhesard,http://dozakhesard.blogfa.com, tbf_005, TBF_005, red, Red Hack Template, template, red template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب فرمز, هك, كرك, هك قرمز, قالب هك و كرك, قالب قرمز هك Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog